بيان اخبار ، ديدگاه ها و مشكلات فرهنگي كشور |
هفته بزرگداشت مقام معلم فرصتي است تا حداقل سالي يک بار و به بهانه سالگرد شهادت استاد مطهري، نام معلمان و فرهنگيان در محافل و رسانهها مطرح شده و هر کس به فراخور ديدگاه و سليقه خود يادي از اين قشر شريف نمايد. هر چند اين هفته با بياني تمجيد گونه از نقش و رسالت معلمان و از موضعي رسمي، با برگزاري مراسماتي در شهرهاي مختلف آغاز شده و با جملاتي اغراقآميز در خصوص جايگاه معلمان و آموزش و پرورش و سخنرانيهاي کليشهاي خاتمه مييابد، اما هيچگاه دردهاي پيدا و پنهان معلمان و مشکلات آنان به صورت جدي آسيب شناسي نشده و تبعات هولناک اين غفلت و صدمات ناشي از آن مورد واکاوي قرار نگرفته است.
اين که چرا مشکل معلمان به صورت جدي از سوي دست اندرکاران جامعه مورد بررسي قرار نميگيرد پرسشي است که هيچگاه پاسخ قانع کنندهاي به آن داده نشده و همين مسئله سبب شده که هر کس از ديدگاه خود اين مسئله را ريشه يابي کند.
رويهم رفته ميتوان همه ديدگاهها را در سه نظريه موافقين، مخالفين و منتقدين جمع بندي کرد و ديدگاههاي آنان را تحليل نمود.
1- موافقين معتقدند که توان بودجه کشور براي افزايش حقوق معلمان بيش از اين نيست و هر چند مسئولين قلبا نگران وضعيت معيشت معلمان هستند اما گستردگي آموزش و پرورش و فراواني نيروي انساني آن، قدرت مانور بيشتر را از مسئولين اقتصادي کشور گرفته است. البته لايههاي افراطيتر اين گروه معتقدند همين ميزان حقوق و مزايا براي معلمان کافي است و براي اثبات نظر خود نيز به ساعات کاري معلمان و تعطيلات فراوان آنان در طول سال استناد مي کنند.
2- مخالفين، علت عدم توجه به مشکلات معلمان را فرايندي سياسي ارزيابي کرده و از موضع اپوزيسيون، معتقدند که ارادهاي از سوي مسئولين براي حل مشکل معلمان وجود نداشته و تعمدا نميخواهند که وضعيت معيشت معلمان سر و سامان بگيرد. اينان براي اثبات نظر خود از تئوريهاي روانشناسي اجتماعي نيز استفاده کرده و به نظريه " مازلو " و بحث سلسله نيازهاي انسان اشاره مي کنند که اگر نيازهاي اوليه جامعه که معلمان قشر کثير آن هستند تامين شود، آنان به دنبال نيازهاي بعدي مثل آزادي و... خواهند رفت و آن را مطالبه خواهند کرد.
3- منتقدين در بحث مسائل و مشکلات معلمان و ميزان حقوق و مزاياي آنان، بيشتر جنبه مقايسهاي آن را مد نظر دارند و معتقدند نظام پرداختهاي ما در سيستم حقوق و مزاياي کارکنان دولت، نظامي تبعيضآميز است که به جامعه آموزش و پرورش با ديدي مصرفي نگاه کرده و ارزش کار معلمان را ناديده مي گيرد. از ديدگاه اينان اگر آموزش و پرورش اساس توسعه کشور است که هست و اگر معلمان جزء قشر فرهيخته و تحصيلکرده جامعه مي باشند که قطعا هستند، نبايد حقوق و مزاياي آنان از همتراز تحصيلي آنان در يک وزارتخانه ديگر کمتر باشد.
بي توجهي به اين مقوله به مرور انگيزه معلمان را کاهش داده و فرايند خروج نيروهاي کيفي و کارآمد را از سامانه تعليم و تربيت کشور تسريع خواهد نمود.
اين که کداميک از نظريات فوق قريب به صحت است مورد نظر اين بحث نيست و هر کدام از اين نظريات نيز در جاي خود قابل بحث و نقد هستند اما نکته اساسي اين است که مسئله معيشت و حقوق معلمان و فشار روز افزون حاصل از گراني و تورم بر آنان موجب شده تا معلمان به مشاغل ثانوي و بعضا حقارتآميز روي آوردند. اين موضوع سبب مي گردد تا شخصيت آنان به مرور در اين مشاغل استحاله شده و از همين جاست که معلمان اثر گذاري خود را در فرايند تعليم و تربيت از دست مي دهند. امري که قطعا نظام تعليم و تربيت ما را به قهقرا خواهد برد و کليت جامعه نيز از آن متضرر خواهد گرديد. گذرگاه
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|